گواهینامه ایزو
گواهینامه ایزو
شرکت فراکیفیت سیستم از سال 1376 در حوزه مشاوره و آموزش استانداردهای مدیریتی ، تعمیرات و نگهداری و بازرسی فنی مشغول به فعالیت می باشد.شما می توانید در قسمت درباره ما در مورد سوابق و تاییدیه های شرکت بیشتر بدانید.
گواهینامه ایزو 45001
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
تغییرات در استاندارد زیست محیطی
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
تاییدیه های استاندارد ایزو
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
گواهینامه ایزو 10006
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
گواهینامه ایزو همراستا با اهداف سازمان ها
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
چه کسی از ویرایش 2015 ایزو استفاده می کند؟
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
مشاوره گواهینامه ایزو با همکاری شرکت نوسازی صنایع ایران
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
ایزو و شناختن خود
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
گواهینامه ایزو برای آرد زرین خوشه هشتگرد
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
همکاری با شرکت سازه گستر سایپا
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
پارس مینو
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
ساپکو ایران خودرو
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
آرد سفید اکبری
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
سازمان بنادر و دریانوردی
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
شرکت نورد و لوله سمنان
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
پیاده سازی گواهینامه ایزو در شرکت نستله
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
شرکت ملی گاز ایران
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
آب های معدنی دماوند
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
فوائد پیاده سازی گواهینامه ایزو
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
چالش های استانداردهای مدیریتی
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

تمام تغییرات ایزو ( قسمت دوم )
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
تمام تغییرات ایزو(قسمت اول )
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
در الزامات استانداردایزو 9001 ویرایش 2015 بدنبال چه تغییراتی باشیم ؟قسمت سوم
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
صحبت از کیفیت
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
اجتناب از سرزنش کردن
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
اجازه دهید تا ایزو کارها را برای شما انجام دهد.(قسمت اول)
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
در الزامات استانداردایزو 9001 ویرایش 2015 بدنبال چه تغییراتی باشیم ؟قسمت دوم
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
در الزامات ایزو 9001 ویرایش 2015 بدنبال چه تغییراتی باشیم ؟
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
انتقال سیستم مدیریت به ویرایش جدید
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
گواهینامه ایزو چیست ؟
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
مقدمه ای برای گواهینامه های ایزو
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
تاثیر مشاوره مدیریت بر رسانه های نوین:
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
تغییرات اساسی الزامات ویرایش جدید ایزو 9001
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
مقدمه ای برای گواهینامه های ایزو
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
گواهینامه ایزو و مک دونالد
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
اصول بنیادی کیفیت
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
کلیپ آموزشی
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
کلیپ آموزشی
1397/10/12 08:46

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول

چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت اول
به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود ، در آن سالها موضوع به نسبت جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.
اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند .
 دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن بکارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.
شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیابنی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت .
اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه ؟
جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم  ، از من پرسید همین بود . در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و... در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .
اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .
در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم .
در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.
اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.
ادامه دارد ....





نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :
تصویر :

برچسب ها :